ميگن:«دنيا با آدم  معاملهء متقابل می کنه،

اگه بخندی  بهت می خنده ،

اگه چين به ابرو بندازي،او هم مقابلت ابرو در هم می کشه،

اگه آواز بخونی به مجلس شادمانی دعوت ميشی،

اگه متفکر باشی در کنار دانشمندان جای ميگيری  و

 بالاخره اگه مهربون و صميمي باشی

در اطرافت مردمی رو می بينی که همه

شما رو دوست دارند و

 گنجينهء دلهارو برويتان باز می کنند.»

05.gif05.gif05.gif

/ 35 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
داريوش

سلام ...دنيا مانند يه آينه است هر چی را که با دست راست انجام بدی با دست چپ بهت پس مي ده...خدا قوت...داريوش...

سعيد

می توانی گل ياسی باشی ... پر ز احساس وجود ... سر ز ديوار جدايی بکشی ... و چه بی آلايش ... عطر را زمزمه در پاکی هر صبح کنی ..... کاملا درسته. حالا که جهان آيينه ای است که خودمون رو نشون ميده چرا گل ياس نباشيم و .... ( اين شعرم رو در تاريخ ۴ شهريور ماه در محفل دل نوشتم. اگر دوست داشتين می تونين سری بزنين) موفق باشی «سعيد»

بهراد

سلام . ممنون که به من سر زدی. من آپديت کردم . قربانت ...

...ایرانی

من از اهالی دريا تو ازاهالی رود /ميان ماوشمايک قبيله فاصله بود /دل بهاريمان بعد يک سلام قشنگ /بهم گره زده شدصادقانه خيلی زود . سلام .حرفاتون خيلی قشنگه .التماس دعا .

راموری

سلام من اين چند روزه يا بهتر بگم چند ماه خيلی سرم شلوغ بود ولی اگه بگم که وقت سر زدن به وب لاگ شما رو نداشتم دروغ گفتم ميخوام يک چيزی بگم ولی دليلش رو از من نپرس چون خيلی احمقانه است و به کسی نميگم ..... برای يک عده ای اين تصميم رو گرفتم و شما هم يکی از اون ها بودين در مورد بعضی ها الان نه ولی شايد بعدا همين تصميم رو بگيرم ...... اين آخرين پيام من اين جا بود ...راستش نميخوام يک دفعه بزارم و ديگه به وبلاگتون سر نزنم ..... خداحافظ برای هميشه

آرش(وارث كوير)

سلام...سخن سخت می آيد بر زبانم/کسی اينجا حس نبودن دارد/دلم برای بودن/بهانه ای کم دارد...دستان مهربانش را کم آوردم .....ديری ست که به سراغم نيا مدی ...بيا حتما بيا...يا علی

Arash e Kamangir

همه چيز ميگن و لی ... !!! ( مطلبت خوب بود )

پسر شجاع

آره دنيا هر جور باهاش تا کنی.. باهات تا می کنه.. ولی بياييد آن جور باشيم که بايد...

ققنوس...

سلام... از آن بيت شعر لذت بردم و ممنونم. خيلی دعا کنيد...